ميرزا محمد حيدر دوغلات

504

تاريخ رشيدى ( فارسي )

شوق گل هزار دستان پرداخته ؛ نظم : چون لاله يافت بر طرف جويبار يار ( 236 ر ) * گلبانك بلبلان آمده صوت هزار زار شمع جمال شاهد گل وقت صبحدم * در جان بلبلان زده از هر كنار نار چون فصل گل به كمال رسيد « 1 » از وقت جلوس تا آن وقت كه قريب به دو سال بود در ارك ياركند زمستان و تابستان مىبودند اما چون خواطر كيميا مآثر از اطراف و اكناف به كلى فارغ شد به فحواى اين عمل نمود كه ؛ « 2 » نظم : چون نمايد لاله خود روى روى * صحن بستان گير و لب جوى جوى بزم با گل‌ها دمى دمساز ساز * راز با شيرين لب خوش گوى گوى « 3 » خان از شهر به گل باغ كه از عمارت معتمديه ميرزا ابابكر است تحويل فرمود . بيت : دوش بر طرف چمن زمزمهء فاخته بود * قمرى از پرده عشاق نوا ساخته بود چون اعتدال ايام بهار به حرارت تابستان محرور المزاج 568 شد ، امزجه را از اين حرارت چاره جز التجا به پاى درخت بردن نماند . از اين حرارت هر كجا خامى بود پخت . سپاهى و رعيت در كمال رفاهيت ، اركان دولت و اعيان حضرت در عين عظمت و ابهت . فلاجرم هر سرى را سودايى و هر سودايى را سر پيدا شد و اطراف و حواشى امرا و كنكاشى براى كنكاش در كرياس خاقانى و بارگاه خانى جمع شده به عرض رسانيدند كه امروز بعون اللّه تعالى ، قوت بازوى دولت با پست كردن اعدا وافى است و انعدام اعدا را يك حمله كافى اگر در اين محل بندگان حضرت ، انتقام از اعدا نگيرند ، كى توانند گرفت و عدو را معدوم نسازند كى توانند ساخت ؟ نظم : ابواب مفاتيح به مفتاح تفضل * بگشاى كه گر تو نگشايى كه گشايد زنگ غم و اندوه ز دل‌هاى حزين را * بزداى كه گر تو نزدايى كه زدايد

--> ( 1 ) . نگ : - خيمه سلطان گل . . . رسيد . ( 2 ) . نگ : - به فحواى . . . كه . ( 3 ) . نگ : - نظم چون نمايد . . . گوى .